"دور از تو"
دور از تو در این خرابات اسیرم من
چشمم پُرِ اشک و از غم سیرم من
بی جلوه ی ناز تو در این کنج غریب
از شور و شعف بریده، دلگیرم من
سازِ دلِ بی پنـــاه و تنهایم تو
نور مَه آشنای شبهایم تو
از عشق تو آنچنان ز خود دور شدم
هر حرف غزل واره ی لبهایم تو
در قلب تو ای کاش نمیرم من
در وادی عشاق تو دلداده ترینم من
ای کاش تا ابد کنار دل می ماندی
یا هیچ کلام عاشقی به لب نمی راندی...

زمستان۸۳
+ نوشته شده در پنجشنبه پنجم آبان ۱۳۹۰ ساعت توسط یلدا ج
|