"شعر کوتاه"
صدایم که می زنی،
تقویم را دور می زنم
و یلدا،
اولین شب بهار می شود...!
***
موهایم را کوتاه می کنم
طعم سرانگشتانت را می داد
مزه ی روزهای رفته را...
حالا روزهاست در آینه،
دنبال خودم می گردم...

افسانه بود شاید!!
آن روزها که در حماسه ی عشق تو، به بار می نشستم...
سالهای حاصلخیز گذشت
ملخ های خاطره ویرانم کردند
من مانده ام و اندام مترسک...
تنهایی مرا باد هم نمی برد!!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم تیر ۱۳۹۱ ساعت توسط یلدا ج
|